ازیز

لغت نامه دهخدا

ازیز. [ اَ ]( ع مص ) سرد شدن. سردی. || سخت جوشیدن. || بجوش آمدن. || شدت سیر. || آواز کردن ابر از دور. || چیزی را سخت جنبانیدن. || درآمیختن چیزیرا. || افروختن آتش. || ( اِ ) جوش. || آواز جوش دیگ. غلغل. پُلغپلغ. بانگ جوشیدن دیگ روئین. ( مهذب الاسماء ). بانگ دیگ جوشان:
آب حاضر باید و فرهنگ نیز
تا پزد آن دیگ سالم در ازیز.مولوی. || بانگ رعد. صوت رعد. تندر. || بانگ و فریاد و ناله. ( برهان ):
هست از آهم آتش دوزخ ابیز
ناله ای از من ز تندر صد ازیز.منجیک.کرد با او یک بهانه دلپذیر
که شدستم زین کنیزک من نفیر
زان سبب کز غیرت و رشک کنیز
مادر و فرزند دارد صد ازیز.مولوی.صاحب براهین العجم ازیز را ظاهراً فارسی دانسته و به معنی بانگ و ناله گفته است ( براهین العجم، باب معروفات واوی از زاء نقطه دار )، ولی کلمه عربی است.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) به جوش آمدن. ۲ - (اِ. ) غلغل، صدای جوشیدن دیگ. ۳ - بانگ رعد.

ویکی واژه

به جوش آمدن.
غلغل، صدای جوشیدن دیگ.
بانگ ر

جمله سازی با ازیز

💡 غده دشپل باشد و خوکک خنازیز آمده است سلعه کاید برون از زیر گردن هست چخش

💡 آیوتاپا از سامس سراموس چهار فرزند داشت. دو دختر: آیوتاپا، مامئه و دو پسر: گایوس یولیوس ازیزوس وگایوس یولیوس سوهئموس

💡 و خشوع باطن ترسکاری دلست از ذکری و فکری یا از سکری و شکری. رسول خدا چون نماز کردی خشوع باطن وی چنان بودی که جوش دل وی همی شنیدند. چنانک در خبرست و لجوفه ازیز کازیز المرجل من البکاء روزی بمردی برگذشت که اندر نماز بود و بدست با موی بازی میکرد، رسول گفت ع‌

💡 وی در ۱۲ می ۱۹۳۳ وزیر دادگستری زاکسن شد.وظیفه وی "نازیزه"کردن وزارت دادگستری در زاکسن شد.وی پس از تصدی چندین پست حرفه‌ای، در نهایت در ۱۹۳۵ معاون رئیس دادگاه خلق و یک سال بعد، رئیس دادگاه شد.در ۱۹۴۲ رولاند فرایسلر جانشین او شد.

💡 کان النبی (ص) یصلّی و لجوفه ازیز کازیز المرجل من البکاء.

💡 آب حاضر باید و فرهنگ نیز تا پزد آب دیگ سالم در ازیز

آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز