سیم زدن
مترادفها
سیمکشی کردن، اتصال با سیم
لغت نامه دهخدا
سیم زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سکه زدن. سکه نقره زدن: و به روزگار خلافت امیرالمؤمنین ابوبکر صدیق رضی اﷲ عنه به بخارا سیم زدنداز نقره خالص، پیش به بخارا سیم نبود. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 7 ). نخستین کسی که سیم زد به بخارا پادشاهی بود نام او کانابخارخدات. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 42 ). او را خبر دادند که به ولایتهای دیگر سیم زده اند. ( تاریخ بخارا ص 42 ). رجوع به سکه و سکه زدن شود.
فرهنگ فارسی
سکه زدن سکه نقره زدن
جمله سازی با سیم زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به کوارتت، فالتی تاورز، هیچکجا در آفریقا، هیتلر: ده روز آخر، تاریخ جهان، قسمت ۱ و به سیم آخر زدن تری پرچت اشاره کرد.
💡 تکنسین برق برای اصلاح مدارات داخلی ساختمان، مجبور شد تمام سیمهای قدیمی را از داخل دیوارها خارج کرده و دوباره سیم زدن و اتصال مجدد سیستم را انجام دهد.
💡 در پروژههای پیچیده مهندسی، سیم زدن صحیح و رعایت استانداردهای ایمنی برای جلوگیری از اتصال کوتاه، از اهمیت بسیار بالایی در پایداری جریان الکتریسیته برخوردار است.
💡 برای نصب سیستمهای امنیتی جدید در فروشگاه، متخصص باید با دقت بسیار زیاد اقدام به سیم زدن دوربینها و حسگرهای حرکتی در نقاط مختلف محیط نماید.