لغت نامه دهخدا
سگ کشی. [ س َ ک ُ ] ( حامص مرکب ) کشتنی است مثل کشتن سگ که آن را مؤاخذه نیست. ( آنندراج ):
نشنیدی و وقت سگ کشی میگویی
انگار که گربه سیاهی کشتی.یحیی کاشی ( از آنندراج ).
سگ کشی. [ س َ ک ُ ] ( حامص مرکب ) کشتنی است مثل کشتن سگ که آن را مؤاخذه نیست. ( آنندراج ):
نشنیدی و وقت سگ کشی میگویی
انگار که گربه سیاهی کشتی.یحیی کاشی ( از آنندراج ).
کشتنی است مثل کشتن سگ که آنرا مواخذه نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا سالها است که برق کشی شدهاست. روستا همچنین دارای آب شرب لولهکشی شدهاست.
💡 اگر چو سرو روان سر کشی ز ما چه عجب از آن که در ره عشق تو خاکسار توام
💡 قرعه کشی پایانی این دوره از رقابتها در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۹۷ در برج خلیفه شهر دبی با حضور ۲۴ تیم در چهار گلدان شش تیمی برگزار شد.
💡 طرف نقاب اگر کشی، از رخ نازنین فرو دل ز تپیدن آورد، خانهٔ عقل و دین فرو
💡 دارای دبستان، مدرسه راهنمایی، برق، لوله کشی آب، خانه بهداشت و مسجد است.