لغت نامه دهخدا
سوار سیستان. [ س َ رِ ] ( اِخ ) کنایه از رستم زال است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ):
یا غبار لاشه دیو سفید
بر سوار سیستان خواهم فشاند.خاقانی.
سوار سیستان. [ س َ رِ ] ( اِخ ) کنایه از رستم زال است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ):
یا غبار لاشه دیو سفید
بر سوار سیستان خواهم فشاند.خاقانی.
کنایه از رستم زال است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گزارش رادیو فردا در ۱۳۹۷ «در سالهای گذشته برخی از کودکان در استان سیستانوبلوچستان و دیگر شهرهای ایران بر اثر شلیک مأموران فرماندهی انتظامی در حین تعقیب و گریز متهمان کشته شدهاند». این گزارش بهعنوان نمونه به ششم مهر سال گذشته (۱۳۹۶) اشاره کرد که در یورش نیروهای فرماندهی انتظامی به خانهای در ایرانشهر، پسر سه ساله و پدرش کشته شدند و گزارشی را پوشش داد که بر پایه آن، مأموران به خودرویی تیراندازی میکنند و افزون بر راننده، دختری ۳ ساله و دو پسر ۱۸ و ۲۳ ساله را که سوار خودرو بودند، میکشند.