سنگ در اب افکن

لغت نامه دهخدا

( سنگ در آب افکن••• ) سنگ در آب افکندن. [ س َ دَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در جائی تمکن کردن و جای خود گرفتن. ( آنندراج ):
گرم سنگ و آبی نهی در جواب
چو کوه افکنم سنگ خود را در آب.نظامی ( از آنندراج ). || پوشیدن. پنهان کردن. ( غیاث ). کنایه از پوشیدن و پنهان کردن. ( آنندراج ):
سنگی در آب زندگی ما فکندعشق
ما را برون ز دایره ماه و سال کرد.ملا قاسم مشهدی ( از آنندراج ).

جمله سازی با سنگ در اب افکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دادی بتان را آب و رنگ در سینه دل مانند سنگ در شستشان دام بلا از زلف و خط و خال‌ها

💡 و گرداگرد مشهد مبارک ديوارى از سنگ در غايت محكمى احداث فرمودند و غماى آن را به سفالو از آب باران محفوظ ساختند.

💡 تعداد زیادی کارخانه سنگ‌بری و انبار سنگ در این منطقه وجود دارد. سنگ گرانیتی مروارید و سنگ گرانیتی نهبندان بیشترین سهم از بازار سنگ این منطقه را دارد.

💡 پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگ در وطن آمد مرا از خواب سنگین پا به سنگ

💡 چو خواستم که کنم نسبتش بلعل و عقیق لب تو ناطقه را سنگ در دهان انداخت

💡 همیلتون سنگ را نماد اسکاتلند می‌دانست و بسیاری از مردم اسکاتلند نیز باور دارند که این سنگ در تاریخ این کشور نقش مهمی دارد.