سنگ بر سبو زدن

لغت نامه دهخدا

سنگ بر سبو زدن. [ س َ ب َ س َزَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش منغص کردن و شدن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 100 ). سنگ بر سبو آمدن. ( آنندراج ):
شد آبروی من همه در عشق ریخته
تا خیره خیره سنگ زدی بر سبوی من.امیرمعزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش و منغض کردن و شدن.

جمله سازی با سنگ بر سبو زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست تا بر فلک از اختر سیار اثر سنگ بر شیشه ارباب هنر می‌آید

💡 صعب شد کار جنون از تو به حدی کاطفال سنگ بر سینه زنند از غم دیوانه ما

💡 مسعودى مى گويد: همراه با سنگ، آتش و نقط و ديگر اشياءقابل احتراق پرتاپ كردند، خانه كعبه ويران شد و پايه هاى آن آتش گرفت (251)گويند: روزى ده هزار سنگ بر كعبه فرو مى ريختند.

💡 مرده ام تا ز دل سنگ برون آمده ام در دل سوخته ای چون شرر افتم چه شود؟

💡 نقد خالص در محک جولان دیگر می کند برخورد از عمر هر کس سنگ بر دیوانه ریخت؟

💡 هر کجا می‌گذرد مرغ دلم سنگ دلان سنگ بر کف پی بشکستن بالش دارند

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
اجل یعنی چه؟
اجل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز