لغت نامه دهخدا
( سنگ آخر ) سنگ آخر. [ س َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) آخر سنگ: روز دیگر آن فقیر بوفای وعده بدانجا رفت از کاروان اثر ندید نگاه کرد سنگ آخر نمانده بود. ( تاریخ جدید یزد ). رجوع به سنگاب شود.
( سنگ آخر ) سنگ آخر. [ س َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) آخر سنگ: روز دیگر آن فقیر بوفای وعده بدانجا رفت از کاروان اثر ندید نگاه کرد سنگ آخر نمانده بود. ( تاریخ جدید یزد ). رجوع به سنگاب شود.
( سنگ آخر ) آخر سنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر این است بیدل جرات جولان شهرتها نگین را همچو سنگ آخر به پای نام میبندم
💡 انصاف ده، ای شیشهٔ طاقت زده بر سنگ آخر به بغل دل بودم، خاره ندارم
💡 مشو در هم ز سختیهای دوران چون سبکمغزان که سنگ آخر نصیب پستهلب بسته میگردد
💡 به راه عشق از فرمان جانان سر مپیچ ای دل که ترسم آبشارآسا، سرت آید به سنگ آخر
💡 اینهمه در زیر سنگ آخر برآید روزگار وینهمه بر بام زنگ آخر برآید این صدا