لغت نامه دهخدا
سلانه سلانه. [ س َل ْ لا ن َ / ن ِ س َل ْ لا ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) در تداول عامه، آرام آرام، یواش یواش ( راه رفتن ). ( فرهنگ فارسی معین ): حاجی... به اطراف نگاه کرد و سلانه سلانه براه افتاد. ( صادق هدایت ).
سلانه سلانه. [ س َل ْ لا ن َ / ن ِ س َل ْ لا ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) در تداول عامه، آرام آرام، یواش یواش ( راه رفتن ). ( فرهنگ فارسی معین ): حاجی... به اطراف نگاه کرد و سلانه سلانه براه افتاد. ( صادق هدایت ).
(سَ لّ نِ. سَ لّ نِ )(ق مر. ) (عا. ) آرام آرام، با طمأنینه.
آرام آرام، با آهستگی و وقار.
* سلانه سلانه راه رفتن: [عامیانه] آهسته و آرام و بی خیال قدم برداشتن.
آرام آرام یواش یواش ( راه رفتن ): حاجی... به اطراف نگاه کرد و سلانه سلانه براه افتد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلانه ساز زهی جدیدی است که در سالهای اخیر سیامک افشاری با همکاری حسین علیزاده ساختهاست.
💡 سلانه عنوان آلبومی از حسین علیزاده است. این آلبوم یک آلبوم تکنوازی از سازی ابداعی به نام سلانه است که توسط سیامک افشاری و زیر نظر حسین علیزاده با الهام از تصاویر یک نمونه ساز زهی مضرابی و دسته بلند که در اصل دارای سه سیم و سه گوشی بوده، ساخته شده است.
💡 عنوان سلانه همان نام ساز سلانه است و به دلیل زمانبردن زیاد و کند و کاوی که در راستای ساخت ساز انجام شده بود، این نام برایش در نظر گرفته شد.