لغت نامه دهخدا
سفیدپی. [ س َ / س ِ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) شوم و نامبارک. ( مجموعه مترادفات ص 330 ).
سفیدپی. [ س َ / س ِ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) شوم و نامبارک. ( مجموعه مترادفات ص 330 ).
شوم و نامبارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم اگر گردد سفید از گریه، خون دل مخور چون نسیم مصر با خود توتیا دارد بهار
💡 صبحی به سیاهی نزد از دامن این دشت چندان که نظر کار کند شام سفید است
💡 چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید باز ناورد از ختا این نافه را موی سفید
💡 در قیامت چه خیال است که گردیم سفید از سیه رویی خود بس که خجالت داریم
💡 رگ سفید، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هندیجان در استان خوزستان ایران است.
💡 آگرانولوسیت: گلبولهای سفید فاقد گرانول شامل: لنفوسیتها و مونوسیتها.