لغت نامه دهخدا
سرچشمه دار. [ س َ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) کسی که مخترع و مبتدع امری باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ):
سرمه دارد شکوه ای از چشم کافرکیش او
پیش آن سرچشمه دار نامسلمانی بگو.ملا طغرا ( ازآنندراج ).
سرچشمه دار. [ س َ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) کسی که مخترع و مبتدع امری باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ):
سرمه دارد شکوه ای از چشم کافرکیش او
پیش آن سرچشمه دار نامسلمانی بگو.ملا طغرا ( ازآنندراج ).
( صفت ) آنکه مخترع امریست مبدع مبتکر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که بر دار فنا مردانه پشت پا نزد غوطه در سرچشمه خورشید چون عیسی نزد
💡 آبی که از این کوه جاری میشود از دامنه کوههای کمکی (کیامکی) واقع در روستای داران سرچشمه میگیرد.
💡 طرحی اصیل؛ زیبا و کنایه دار. درون مایه تشکیل دهندهٔ آن نقش ماهی را به یاد میآورد. طرحی سرچشمه گرفته از شرق ایران که به مرور گسترش یافته و در خراسان، کردستان و اراک مورد توجه است. گروههای فرعی عبارتند از: ماهی هراتی، ماهی فراهان، ماهی زنبوری، ماهی کردستان و زیره ماهی.