سربه دار

فرهنگ عمید

۱. کسی که آماده است سرش بر دار رود.
۲. شخص ماجراجو و پرخاشخر که دل بر کشته شدن بدهد و بر ضد حکومت وقت قیام کند.
۳. سربربادرفته، برسرِداررفته.

جمله سازی با سربه دار

💡 گفت اگر داری خیال در وصل ما کمال فر این دریا به پیما سربه‌سر گفتم به چشم