اطائب
لغت نامه دهخدا
اطائب. [ اَ ءِ ] ( ع اِ ) اَطایب.صاحب منتهی الارب در ذیل مطائب آرد: بهترین و برگزیده هر چیزی، واحد ندارد. اطائب مثله یا مطائب در خرمای تر و مانند آن و اطائب در شترهای کشتنی. و منه: اطعمنا من اطائبه. ( منتهی الارب ). نیکوترین قسمتهای گوشت شتر نحرشده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مطائب شود.
جمله سازی با اطائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رب صل على اطائب اهل بيته الذين اخترتهم لامرك و جعلتهم.. حفظة دينك و خلفاءكفى ارضك و حججك على عبادك. (541)
💡 رب - صل على اطائب اهل بيته الذين اخترتهم لا مرك و جعلتهم خزنه علمك، و حفظةدينك، و خلفاءك فى ارضك. (535)
💡 رب صل على اطائب اهل بيته الذين اخترتهم لامرك و جعلتهم... حفظة دينك و خلفا كفى ارضك و حججك على عبادك (586)