سر و صحبت

لغت نامه دهخدا

سر و صحبت. [ س َ رُ ص ُ ب َ] ( اِ مرکب، از اتباع ) سر و کار. آشنایی. مصاحبت.

فرهنگ فارسی

سروکار. آشنایی. مصاحبت

جمله سازی با سر و صحبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن وادی کنم از سادگی فکر سر و سامان که می باید به پای مرغ، سر خارید مجنون را

💡 ای خوش آن کس که چو تو طرفه نگاری دارد با سر زلف درازت، سر و کاری دارد

💡 آن را که احتیاج نباشد به بندگی از بندگان بی سر و سامان خدای ماست

💡 2 بايد سر و همه قواى موجود درآن (چشم و گوش و زبان ) را از گناه حفظ كند.

💡 سر و کس مر نخرامد بت چین عشوه نداند مه و خور نطق ندارد هله خود گو که کدامی

💡 سر و بالای تو در خاک دریغ است دریغ زیر خاک آن گوهر پاک دریغ است دریغ

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز