سردر شکم نهادن. [ س َ دَ ش ِ ک َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از پنهان شدن. ( آنندراج ): زودش بسان استره سر در شکم نهاد در عهد تو هر آنکه به مویی گزند کرد.کمال الدین اسماعیل. || کنایه از کشتن: به مویی که کرد از نکوئیش کم نهادند حالی سرش در شکم.سعدی.
فرهنگ فارسی
کنایه از پنهان شدن
جمله سازی با سر در شکم نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازین کلفت سرا برخیز و پا بر قصر گردون زن قیامت فتنهای از دامنت سر در هوا دارد
💡 گل نشکفته ام عمریست سر در پیرهن دارم تماشای چمن رفتست بیرون از دماغ من
💡 قناتهایی دارد پرآب و چشمهسارانی زلال با آبی گوارا و رودهایی که درختان سپیدارش را و چنار یکیدوهزارسالهاش را سیراب میکند و همگی سر در دامن برفخانه دارند که چون مادری مهربان دست نوازش بر سر این روستا میکشد.
💡 اگرچه در ته یک پیرهن با ماه کنعانم به بوی پیرهن سر در پی باد صبا دارم
💡 در صورتى كه مديران سازمان، مشكلات و مسائل آينده را پيش بينى كرده و براى مقابلهصحيح با آن ها روش هاى مناسبى در نظر گرفته باشند، هنگام بروز مشكلات خود رانباخته و سر در گم نخواهند شد؛ بلكه با اتخاذ راهحل هاى منطقى به حل آن ها خواهند پرداخت. امام على (ع ) اين نكته را تذكر داده و مىفرمايد:
💡 اينكه مى گويند: ((العبودية جوهرة كنهها الرّبوبية )) بندگى خالص، گوهرى است كهاز ربوبيّت سر در مى آورد، مراد همين سلطه بر هستى است كه از بندگى خداحاصل مى شود.