لغت نامه دهخدا
سبقت کردن. [ س ِ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش افتادن. پیشی گرفتن:
هرکه دستش بر زبان سبقت کند مرد است مرد
ورنه هر ناقص جوانمرد است در میدان لاف.صائب.
سبقت کردن. [ س ِ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش افتادن. پیشی گرفتن:
هرکه دستش بر زبان سبقت کند مرد است مرد
ورنه هر ناقص جوانمرد است در میدان لاف.صائب.
پیش افتادن پیشی گرفتن
💡 اوج اختلافات و درگیریهای روزبرگ و همیلتون به مسابقه پنجم اسپانیا (کاتالونیا) بازمیگردد که همیلتون پول پوزیشن رو در دست داشت و از رده اول استارت میزد اما روزبرگ از بیرون از همیلتون سبقت گرفت و از او رد شد و همیلتون برای جبران خواست که از او سبقت بگیرد اما این دو همتیمی به هم برخورد کردن و از مسابقه خارج شدند.
💡 در راس کشور شاهنشاه قرار داشت. وقتی که کسی شانس حضور در محضر شاه را پیدا میکرد، شاه را پشت پردهای میدید که از چشمان عوام دور بود. این ایده پنهان بودن شاه و عوام در روم و چین هم پیدا میشود، شاهان از همدیگر تقلید میکردند و سعی میکردند گوی سبقت را در تشریفات از هم بربایند. در محضر شاه فقط از طریق «پردهدار» (خرمباش) میشد با شاه ارتباط برقرار کرد و از طریق او بود که خواسته شاه گفته میشد. این موارد بخش خصوصی شاهنشاهی را تشکیل میدادند. در دور رویداد بزرگ، یکی نوروز و دیگری مهرگان که به فاصله شش ماه از هم قرار داشتند، شاه مردم را به حضور میطلبید. این جشنها طبقات مختلف یا حداقل سردمداران آنها را دور هم جمع میکرد و آنها را تحت لوای شاه همبسته میکرد. با تبادل کردن هدایایی، یگانگی بین شاه و طبقات مختلف به شکل نمادین حفظ میشد. شاهان اولیه ساسانی خودشان را از نسل خدایان میپنداشتند و به این ترتیب یک شخص عادی نبودند و با او باید به شکل تقدسگونه احترام گذاشته میشد و دستوراتش اطاعت میشد. شاهان بعدی، این لقب را از روی سکهها زدودند و خودشان را به تنهایی مزداپرست خواندند.