لغت نامه دهخدا
سال گشت شدن. [ گ َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) یکسال بر چیزی گذشتن. تحویل سال. گذشتن: احال الشی ٔ؛ سال گشت شدن چیزی. ( منتهی الارب ).
سال گشت شدن. [ گ َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) یکسال بر چیزی گذشتن. تحویل سال. گذشتن: احال الشی ٔ؛ سال گشت شدن چیزی. ( منتهی الارب ).
( مصدر ) یک سال بر چیزی گذشتن سال گذشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر سال گشتی فزون ازهزار همین بود خواهد سرانجام کار
💡 سال 1293 قمرى، ماه ربيع الاول و شب پنجشنبه بود. درست يازده روز ماه ميلاد و ربيعالمولود مى گذشت و تنها يك هفته به سال گشت ميلاد بزرگترين مولود آفرينش حضرتمحمد مصطفى صلى الله عليه و آله مانده بود كه از لطف خدا، حاج ملا على تهرانى،صاحب پسرى سالم و كامل شد.
💡 ابوطالب یزدی، جوانی ایرانی بود که در سال ۱۳۲۲ در حین انجام طواف در مسجدالحرام دچار حالت استفراغ شد و توسط مأموران عربستان سعودی دستگیر و به اتهام قصد آلوده کردن خانه خدا، در دادگاه محاکمه و سپس اعدام شد. خبر قتل وی باعث واکنشهای شدید مردم و علما در ایران و عراق و سایر کشورهای اسلامی شد و همچنین موجب قطع ارتباط دیپلماتیک ایران و عربستان و امتناع ایران از فرستادن حجاج برای چهار سال گشت.