لغت نامه دهخدا
سال داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) سن داشتن. پیر و معمر بودن.
سال داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) سن داشتن. پیر و معمر بودن.
( مصدر ) پیر بودن معمر بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسکار فینگل اُ. فلاهرتی ویلز وایلد در سال ۱۸۵۴ در ایرلند به دنیا آمد. او برای جملات هوشمندانه و طنزآمیزش مشهور است ولی مردم سده نوزده او را زیاد بامزه نمیدانستند. وقتی وایلد تصویر دوریان گری را نوشت، بیشتر مردم آن را کتابی شیطانی که ایدههای شیطانیای را به ذهن میدهد، خواندند ولی وایلد این موضوع را تکذیب کرد و جایی نوشت: «کتابها نمیتوانند اخلاقی یا غیراخلاقی باشند. آنها یا خوب نوشته شدهاند یا بد.» وقتی وایلد در ۱۹۰۰ درگذشت، کمتر کسی او را میشناخت؛ هیچکس نمیدانست که سالها بعد قرار است مردم به ارزش واقعی کارهای او پی ببرند. گویی رابطه وایلد و کتابش، تصویر دوریان گری، مثل رابطه دوریان گری و تصویرش بود: تا وقتی یکی وجود داشته باشد، دیگر امکان وجود داشتن نخواهد داشت...
💡 در یک پرونده دیگر دادگاه قدرتهای بازرسی در سال ۲۰۱۵ ستاد ارتباطات دولت اعتراف کرد که از ژانویه ۲۰۱۰ سیستم رهگیری/دستیابی، واکاوی، استفاده، پنهانسازی، و نابودسازی مطالب قانونی خاص، برابر با اهداف بند ۸ (۲) کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نبوده است. این اعتراف در ارتباط با پروندهای بود که عبدالحکیم بلحاج، یکی از مخالفان معمر قذافی، و همسر عبدالحکیم، فاطمه بوچارد در دادگاه مطرح کرده بودند. این زوج، وزیران و مقامهای رسمی دولت بریتانیا را به به دست داشتن در ربودن غیر قانونی و فرستادن آنها به لیبی در مارس ۲۰۰۴ در زمان حکومت غذافی متهم کرده بودند.