لغت نامه دهخدا
ساروخان سلطان. [ س ُ ] ( اِخ ) سلماسی، میر جماعت لک سلماسی، و در سلک امرای عظام عصر شاه عباس بزرگ انتظام داشت. ( عالم آرای عباسی چ امیرکبیر ج 2 ص 1087 ).
ساروخان سلطان. [ س ُ ] ( اِخ ) سلماسی، میر جماعت لک سلماسی، و در سلک امرای عظام عصر شاه عباس بزرگ انتظام داشت. ( عالم آرای عباسی چ امیرکبیر ج 2 ص 1087 ).
سلماسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همین حال ساروخان حاکم آستارا که به کمک گرگین سلطان حاکم گسکر آمدهبود به جانب رشت که هنوز غریبشاه از آنجا به قصد لاهیجان حرکت نکرده بود تاخت. پیرمحمود پیربازاری که نایب غریبشاه بود وقتی حرکت آنها را به جانب رشت دیدگریخت و سپاهیان او متفرق شدند. نیروهای دولتی به رشت آمده و شهر را غارت کردندو سپس به سیاه رودبار رفته و شروع به مذاکره برای دفع غریبشاه کردند.
💡 در دوران حکومت ساروخان، منصب خلیفهٔ تالش بر عهده یادگارعلیسلطان تالش از اولاد خادمبیگ تالش خلیفةالخلفای شاه اسماعیل یکم بود. او یکی از دیپلماتهای شاه عباس بزرگ بود و به عنوان سفیر به کشورهای هند و عثمانی اعزام شده بود. پس از درگذشت وی در سال ۱۰۳۶ با حکم شاه عباس اول، بدرخان سلطان ملقب به شاهقلی خلیفه به جای او منصوب شد.
💡 شنبه دوم محرم ۱۰۴۸ ساروخان مأموریت یافت که به نمایندگی از سوی دولت صفوی، عهدنامه صلح را منعقد کرده و به شناسایی سرحد دو کشور بپردازد. او روز ۱۱ محرم وارد استانبول شده و مورد استقبال رسمی سلطان عثمانی قرار گرفت. عهدنامه صلح در روز پنجشنبه ۱۴ محرم ۱۰۴۸ برابر با ۲۷ مه ۱۶۳۹ میلادی بین ساروخان و مصطفی پاشا صدراعظم عثمانی به امضا رسید.