کلمهی «زور داشتن» در فارسی به معنای برخوردار بودن از نیروی کافی، توان فیزیکی یا قدرت لازم برای انجام یک کار است. این عبارت معمولاً زمانی به کار میرود که فرد بخواهد نشان دهد توان انجام کاری را دارد یا ندارد. زور داشتن میتواند به توان بدنی اشاره کند، مانند بلند کردن جسم سنگین یا مقاومت در برابر فشار؛ همچنین در معنای گستردهتر، میتواند نشاندهندهی توان روحی یا ارادهی قوی نیز باشد. در گفتوگوهای روزمره، این عبارت برای سنجش قدرت افراد یا مقایسهی توانایی آنها در کارهای مختلف استفاده میشود. گاهی «زور داشتن» بیانگر برتری فیزیکی یا قدرتی در یک موقعیت رقابتی است، مانند ورزشهای رزمی یا کشتی. این واژه در فرهنگ عامه معمولاً با مفهوم توانمندی و نیرومندی همراه است و از نظر احساسی، شنیدن اینکه کسی زور دارد میتواند حس اعتماد یا اتکا را منتقل کند. در برخی موقعیتها، زور داشتن میتواند به معنای داشتن نفوذ یا قدرت اجتماعی نیز باشد، هرچند کمتر کاربرد دارد. این عبارت از نظر معنایی با واژههایی مانند نیرومند بودن، توان داشتن، قدرتمند بودن و قوت داشتن هممعنی است.
زور داشتن
لغت نامه دهخدا
زور داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) دارای زور و نیرو بودن. || صاحب نفوذ در جامعه و دستگاههای اداری بودن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - دارای زور و نیرو بودن. ۲ - صاحب نفوذ در جامعه و دستگاههای اداری بودن.