زود ازار
متضادها
صبور، بردبار، آرام، خونسرد
لغت نامه دهخدا
( زودآزار ) زودآزار. ( نف مرکب ) که علی الفور آزار و آسیب رساند:
زودبیز و تند و زودآزار باشد هر شهی
خواجه باری زودبیز و تند و زودآزار نیست.فرخی.
فرهنگ فارسی
( زود آزار ) که علی الفور آزار و آسیب رساند
جمله سازی با زود ازار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بت من هست دلداری و زود آزار و من دایم دل آزرده ز عشق یار زود آزار چون باشم