زهر مار کردن یک اصطلاح در زبان فارسی است و زمانی به کار میرود که کسی با رفتار یا گفتار ناخوشایند، شادی و آرامش جمعی را خراب کند. این تعبیر معمولاً زمانی گفته میشود که فضا شاد، دوستانه و مناسب است اما فردی با حرف یا حرکتی نامناسب، حال و هوای جمع را تلخ و ناراحت میکند. زهر مار در اصل نام مادهای بسیار تلخ و کشنده است، و وقتی گفته میشود «فلانی خوشی را زهر مار کرد» یعنی لذت و خوشی را به تلخی و ناراحتی تبدیل کرد. در این حالت، رفتار شخص باعث میشود دیگران احساس ناراحتی، دلزدگی یا عصبانیت پیدا کنند. این اصطلاح میتواند درباره اتفاقاتی مانند خبرهای بد ناگهانی، انتقادهای تند، بددهانی یا بداخلاقی بهکار رود. کاربرد آن بیشتر محاورهای و عامیانه است و بار معنایی منفی دارد. مثلاً اگر در یک مهمانی همه در حال خندیدن باشند و کسی شروع به بحثهای آزاردهنده یا گلایههای بیجا کند، میگویند: «آمد و خوشیمان را زهر مار کرد.» گاهی این عبارت درباره خراب شدن اشیاء یا طعم غذا نیز بهکار میرود؛ مثل: «آن ادویهی اشتباه سوپ را زهر مار کرد.» زهر مار کردن معمولاً نوعی سرزنش یا گلایه محسوب میشود. هدف از بهکاربردن آن این است که نشان داده شود کاری انجام شده که فضا را از لذت به ناراحتی تغییر داده است.
زهر مار کردن
لغت نامه دهخدا
زهر مار کردن. [ زَ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن چیزی غیرمرغوب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کلمه اهرمنی بمعنی خوردن.( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). کنایه از خوردن است با لحن غیظ و تغیر و خشم چنانکه گویند: «می خواهم یک لقمه ناهار زهر مار کنم ». ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
- زهر مار کردن طعامی را بر کسی؛ با رفتار یا گفتار زشت آن طعام را بر او ناگوار ساختن. مانع شدن از التذاذ از آن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). در موردی که کسی باعث خشم و تأثر آدمی شود و این حال در سر غذا اتفاق افتد گویند: «فلان کس ناهار را به ما زهر مار کرد». ( از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
فرهنگ فارسی
خوردن چیزی غیر مرغوب زهر مار کردن طعامی را بر کسی.