لغت نامه دهخدا
زمین کردار. [ زَ ک ِ ] ( ص مرکب ) ساکن. آرام. بی حرکت:
جرعه ای گر به آسمان بخشی
شود از خفتگی زمین کردار.خاقانی.
زمین کردار. [ زَ ک ِ ] ( ص مرکب ) ساکن. آرام. بی حرکت:
جرعه ای گر به آسمان بخشی
شود از خفتگی زمین کردار.خاقانی.
ساکن و آرام بی حرکت
💡 زمان بنده کردار رنجور تست زمین گنج و خورشید گنجور تست
💡 ز جوشن سواران وز گرد پیل زمین شد به کردار دریای نیل