لغت نامه دهخدا
زعفران گونه. [ زَ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )بمانند زعفران زرد. به رنگ زعفران. || به صفت و خاصیت زعفران از جهت نشاطانگیزی:
نمودند کین زعفران گونه خاک
کند مرد را بی سبب خنده ناک.نظامی.
زعفران گونه. [ زَ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )بمانند زعفران زرد. به رنگ زعفران. || به صفت و خاصیت زعفران از جهت نشاطانگیزی:
نمودند کین زعفران گونه خاک
کند مرد را بی سبب خنده ناک.نظامی.
بمانند زعفران زرد به رنگ زعفران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیاز زعفران دارای الیاف قهوهایرنگ است که در برخی گونهها بسیار فشرده و در گونههایی دیگر کمپشتتر میباشد و از ورای آن رنگ سفید پیاز آشکارا دیده میشود.
💡 زعفران در حیات وحش ناشناخته است؛ احتمالاً خودرو و از گونه زعفران زینتی است که ریشه آن به کرت یا آسیای مرکزی بر میگردد. زعفران متعلق به جنوب غربی آسیا بوده و در ابتدا در منطقهای از یونان امروزی کشت شدهاست.
💡 اتحادیه جهانی حفاظت طبیعت، ۱۷ گونه را به عنوان کمترین نگرانی، دو گونه را به عنوان آسیبپذیر (سهره زرد زعفرانی و سهره زرد رخزرد)، و یکی، سهره قرمز، در معرض خطر فهرست کردهاست. گونههای موجود در این کلاد با نابودی زیستگاه و صید برای تجارت پرندگان قفسی تهدید میشوند.
💡 گر زعفران بخنده در آرد پس از چه رو گرینده کرده گونه چون زعفران مرا
💡 ای شب! اگر پلاس نپوشیده ای به سوگ لبهای خشک و گونه چون زعفران کجاست؟
💡 گونه این همچو بر کافور سوده زعفران چهره آن همچو بر مرجان دمیده معصفر