زشت خواندن

زِشت‌خواندن به معنای ناپسند و نادرست شمردنِ گفتار، رفتار یا پدیده‌ای است. این تعبیر در زبان فارسی به عنوان یک ترکیب وصفی فعلی به کار می‌رود و ناظر بر عملی است که در آن شخص یا جامعه، امری را از نظر اخلاقی، زیبایی‌شناختی یا فرهنگی، شایسته‌ی نکوهش می‌داند. در متون کهن فارسی نیز زشت‌خواندن مترادف با واژه‌هایی چون تقبیح و تشنیع به کار رفته است؛ یعنی بد دانستن و سرزنش کردنِ چیزی به سبب ناسازگاری آن با معیارهای پسندیده‌ی اخلاقی یا اجتماعی.

در اصل، فعل مرکب زشت‌خواندن ترکیبی است از صفت زشت به معنای ناپسند و واژه‌ی خواندن به معنای نامیدن یا توصیف کردن. بنابراین، هنگامی که گفته می‌شود چیزی را زشت خواند، مقصود آن است که آن چیز را مورد نکوهش یا اعتراض قرار داد. این کاربرد، تنها محدود به صورت ظاهری یا زیبایی ظاهری امور نیست، بلکه به داوری در باب ارزش، رفتار، گفتار و حتی اندیشه نیز گسترش می‌یابد. از این رو، دلالت آن هم زیبایی‌شناختی است و هم اخلاقی.

در فرهنگ‌های لغت معتبر فارسی، از جمله یادداشت‌های زنده‌یاد علی‌اکبر دهخدا، «زشت‌خواندن» با واژگان «تقبیح کردن» و «تشنیع» برابر دانسته شده است. این تعبیر، در متون ادبی و تاریخی نیز نشانه‌ای از رویکرد انتقادی و اخلاقی در زبان فارسی دارد؛ زیرا از رهگذر آن، سخنوران و نویسندگان فارسی‌زبان توانسته‌اند قبح و ناپسندی رفتاری یا رخدادی را به شکلی زبانی و متمدنانه ابراز کنند. به این معنا، «زشت‌خواندن» نه تنها عملی زبانی بلکه کنشی فرهنگی و اخلاقی محسوب می‌شود.

لغت نامه دهخدا

زشت خواندن. [ زِ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) تقبیح. تقبیح کردن. تشنیع. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

تقبیح کردن تشنیع