لغت نامه دهخدا
زره گذار. [ زَ / زِ رِه ْ گ ُ ] ( نف مرکب ) گذرنده از زره. کارگر در زره. فرورونده در زره:
محمود سومنات گشای صنم شکن
از غرو سی گزی به سنان زره گذار.سوزنی ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زره گذار. [ زَ / زِ رِه ْ گ ُ ] ( نف مرکب ) گذرنده از زره. کارگر در زره. فرورونده در زره:
محمود سومنات گشای صنم شکن
از غرو سی گزی به سنان زره گذار.سوزنی ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرو رونده در زره کارگر در زره
💡 پیکان آب داده کند رخنه در زره نوک سنان نیزه ز جوشن کند گذار
💡 گردیده زره، پوست براندام شهیدان مژگان کسی دشنه گذار است ببینید
💡 درز گشای زره رخنه گذار سپر فتنه البرز کن آفت بر گستوان