لغت نامه دهخدا
زردسا. [ زَ ] ( اِ مرکب ) پارچه ای از زر غیرمسکوک. ( ناظم الاطباء ).
زردسا. [ زَ ] ( اِ مرکب ) پارچه ای از زر غیرمسکوک. ( ناظم الاطباء ).
پارچه ای از زر غیر مسکوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگهای مشکی با گل سفید و قرمز یا سبز با گلهای مشکی یا نارنجی با گلهای قرمز و مشکی یا زرد بر این پارچه نقش بستهاست
💡 گلهای سنبل خوشبو و جنبهٔ زینتی دارند. دورهٔ گلدهی آنها در اوایل بهار است. گلها میتوانند به رنگهای سفید، صورتی، بنفش، قرمز، نارنجی، زرد یا آبی باشند.
💡 تا نخوانندت بخوان هرجا مشو بیوعده سبز تا نبینی رنگِ زردی چون گلِ خودرو مباش
💡 داشتن مشکل در تشخیص اینکه جسمی قرمز است یا سبز، یا آبی است یا زرد اصلیترین علامت کوررنگی است. برخلاف تصور عامه، دید افراد کور رنگ به ندرت خاکستری است.
💡 خیز و بده ز جام زر، باده لالهگون مگر؛ آبلههای اشک سرخ، از رخ زرد بستری
💡 به زرد و سرخ جهان تا فریفته نشوی که خون دهد عنب ار دفع خون کند عناب