زر موزه

لغت نامه دهخدا

زرموزه. [ زَ زَ ] ( ع اِ ) سرموزة. ( دزی ج 1 ص 589 ). رجوع به ماده قبل و سرموج و سرموجه و سرموز و سرموزه شود.

فرهنگ فارسی

رجوع به ماده قبل و سر موج و سر موجه و سر موز و سر موزه.

جمله سازی با زر موزه

💡 از اسفند ماه سال ۱۳۹۸ به علت همه‌گیری ویروس کرونا، موزه تا اطلاع ثانوی تعطیل شد. این تعطیلی تا اردیبهشت ۱۴۰۳ ادامه داشت.

💡 وآنگه که مرهم آری سر را به عذر خاری بر موزه محبت افتد هزار پینه

💡 چنان ز آتش و آبم به موزه سنگ فتاد که ‌کیک افکنم اندر ازار آتش و آب

💡 پیکر این ملک عور وگنج خالی از درم پایها مانده تهی از موزه سرها از کلاه

💡 در سال ۱۳۸۴ این خانه به منظور حفظ و احیاء هنرهای سنتی ایران توسط سازمان میراث فرهنگی گردشگری به موزه لباس‌های سنتی و آیینی ایران تبدیل گردید.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز