زنبلک

لغت نامه دهخدا

زنبلک. [ ] ( ع اِ ) زنبرک. ( دزی ج 1 ص 605 ). رجوع به زنبرک شود.

جمله سازی با زنبلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیرزن با دقت بسیار زیادی دانه‌های ارزن را در زنبلک کوچکی که از حصیر بافته شده بود، جمع‌آوری کرد تا برای پختن نان استفاده کند.

💡 در مراسم‌های سنتی قدیمی، زنان معمولاً از زنبلک‌های تزئین شده برای حمل کردن گل‌ها و عطریات در جشن‌های محلی و فصلی استفاده می‌کردند.

💡 هنرمندان صنایع دستی با استفاده از الگوهای ظریف، زنبلک‌های کوچک و زیبایی را می‌سازند که امروزه به عنوان کالای تزئینی در بازار بسیار پرفروش است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران