زخم بر گرفتن

مترادف‌ها

زخمی شدن، آسیب دیدن

متضادها

بهبود یافتن، التیام یافتن

لغت نامه دهخدا

زخم برگرفتن. [ زَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) زخم برداشتن. رجوع به «زخم » شود.

فرهنگ فارسی

زخم برداشتن

جمله سازی با زخم بر گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که زد اینهمه زخم بر پیکرت؟ چرا گشته پرخاک و خون افسرت؟

💡 چرگر که ز زخمه زخم بر چنگ زند پیداست که از بهر چه آهنگ زند

💡 یا نی دعائی از پی تعویذ چشم زخم بر گرد آن عقیق چو شکّر نوشته اند

💡 چو تیغ ناز کشی منتش کشم من غافل ولی به علم نظر زخم بر رقیب رسانی

💡 چون زدستت زخم بر مظلوم رُست آن درختى گشت و زقّوم رُست

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران