زبردست شدن
کلمهی «زبردست شدن» در فارسی به معنای مهارت پیدا کردن، استاد شدن یا توانمند شدن در انجام کاری است. این اصطلاح از ترکیب «زبر» به معنای برتر، بالا و توانمند و «دست» به معنای مهارت عملی یا توانایی انجام کار ساخته شده است. وقتی گفته میشود کسی «زبردست شده»، منظور این است که فرد در زمینهای خاص، تجربه و توانایی کافی به دست آورده و قادر است کار را به خوبی و با دقت انجام دهد. این عبارت معمولاً برای توصیف مهارتهای عملی، فنی، هنری یا علمی به کار میرود و بار معنایی مثبت دارد. در ادبیات فارسی، «زبردست شدن» علاوه بر معنای واقعی، گاهی به شکل استعاری نیز استفاده میشود و به توانمندی ذهنی، تصمیمگیری و حل مسائل نیز اشاره دارد. این واژه با اصطلاحاتی مانند ماهر شدن، استاد شدن، حرفهای شدن، توانمند شدن و تسلط یافتن هممعنی است. در مکالمات روزمره، وقتی کسی میگوید «در این کار زبردست شدهام»، یعنی تجربه و مهارت کافی برای انجام آن کار را کسب کرده است. همچنین در آموزش و تربیت، هدف اصلی زبردست شدن فرد، کسب توانایی عملی و مهارتی است که بتواند مستقل و موفق عمل کند.
مترادفها
نیرومند شدن، قوی شدن
متضادها
ضعیف شدن، ناتوان شدن
لغت نامه دهخدا
زبردست شدن. [ زَ ب َ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) قوی شدن. توانا شدن و بدست آوردن قوت و قدرت:
زبر دست شد مردم زیردست
بکین مرد دینی بزین برنشست.فردوسی.
جمله سازی با زبردست شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با تمرینهای مداوم و پشتکار فراوان در رشتههای ورزشی توانست در مدت کوتاهی در رقابتهای ملی بسیار زبردست شدن و مدالهای ارزشمندی کسب کند.
💡 برای اینکه یک برنامهنویس در دنیای پیچیده تکنولوژی امروزی بتواند به موفقیت برسد، باید با مطالعه روزانه و حل چالشهای مختلف، در مهارتهای خود زبردست شدن را هدف قرار دهد.
💡 کارآموزان جدید در این کارخانه باید با دقت و حوصله کار کنند تا در نهایت بتوانند در استفاده از دستگاههای پیشرفته صنعتی، به سرعت زبردست شدن را تجربه کنند.