لغت نامه دهخدا
زبرجدسم. [ زَ ب َ ج َ س ُ ] ( ص مرکب ) یعنی سبزسم. ( شرفنامه منیری ).
زبرجدسم. [ زَ ب َ ج َ س ُ ] ( ص مرکب ) یعنی سبزسم. ( شرفنامه منیری ).
یعنی سبز سم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگ آن به رنگ زبرجد مانندهاست اما تیرهتر از آن است.
💡 بعضى ديگر گفته اند: لوحى است از زبرجد آويزان، در تحت عرش كهاعمال بندگان در آن نوشته شده.
💡 هر زمان سنگ جفایی بر سفالم میخورد کوه کوه درد زین طاق زبرجد میبرم
💡 یا که زبرجد فروش دارد گوئی ز زر یا کره آفتاب سر زده از کوهسار
💡 فرمود آن داراى دو جلد از جنس زبرجد احمر است و به اندازهطول و عرض يك برگ مى باشد عرض نمودم فدايت شوم توصيف فرما ورقه وبرگآنرا كه از چيست، فرمود از در سفيد كه با گفتن كلمه كن موجود شده است.
💡 درو برده استاد عرض اقتدار ز نه آسمان یک زبرجد به کار