زبان ران

لغت نامه دهخدا

زبان ران. [ زَ ] ( نف مرکب ) صاحب قیل و قال و پرگوی. ( برهان قاطع ). آنکه سخن بی محابا گوید و بسیار گوید. ( آنندراج ). پرگوی و کسی که سخنش دراز و طولانی باشد. ( ناظم الاطباء ). || بلیغ و زبان آور. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً، قصه خوان. ( برهان قاطع ).اطلاق آن بر قصه خوان مجاز است. ( ارمغان آصفی ) ( آنندراج ). قصه خوان و افسانه گوی و نقال. ( ناظم الاطباء ). || مرد فضول. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) ۱ - پرگوی. ۲ - فضول.

فرهنگ عمید

۱. زبان آور.
۲. سخنران.
۳. پرگوی.
۴. بلیغ.

جمله سازی با زبان ران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیغ رانی شده ممنوع که بر رغم زمان تو در اصلاح جهان تیغ زبان میرانی

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز