زب رباح

لغت نامه دهخدا

زب رباح. [ زُب ْ ب ِ رُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام گیاهی است. نامهای دیگر آن طراثیت، زب الارض، ذکرالارض و رِب اَلاْرض و زب الریاح است. ( از دزی ج 1 ص 579 ).

فرهنگ فارسی

نام گیاهیست

جمله سازی با زب رباح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رباح غلام يكى از اربابان سنگدل و خدانشناس بود، ارباب و اطرافيان او، رباح را بهخاطر پذيرش اسلام، رنج مى دادند، و به جهت دوستى با على عليه السلام مى آزردند.سختگيرى آنها نسبت به اين غلام باصفا به جايى رسيد كه او را تحت فشار سخت قرارداده و سرانجام با لب تشنه جان سپرد.

💡 رابح الخرایفی (عربی: رابح الخرایفی) (زاده ۲۲/۵/۱۹۶۹) در شهر رباح به دنیا آمد. وی وکیل و استاد دانشگاه می‌باشد و در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱ برای مجلس مؤسسان تونس انتخاب شد، و عضو کمیته‌های قضایی، اداری، مالی و قانون اساسی بود و به هیچ فراکسیونی در مجلس وابسته نبود. وی از حوزه انتخاباتی جندوبه می‌باشد.

💡 نحوه زدن گل رباح ماجری از روی نام اوست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران