زایر خوان

لغت نامه دهخدا

زایرخوان. [ ی ِ خوا / خا ]( نف مرکب ) زائرخوان. آنکه مردم را بزیارت خود دعوت کند. || مجازاً کنایت از آنکه زایران و قاصدان خود را چنان نوازش کند و گرامی دارد که کسان بزیارت او راغب شوند و قصد زیارت او کنند:
امیر دوست نوازو امیر خصم گداز
امیر شاعرخواه و امیر زائرخوان.فرخی.

فرهنگ فارسی

آنکه مردم را به زیارت خود دعوت کند مجازا کنایه از آنکه زایران و قاصدان خود را چنان نوازش کند و گرامی دارد که کسان به زیارت او راغب شوند و قصد زیارت او کنند

جمله سازی با زایر خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنگدل گردد چو عاشق از غم معشوق خویش گر زمانی خوان او بی زایر و مهمان بود

💡 تا جهان هر سال بیند زایران کعبه را بر بساط رحمت خوان کرم مهمان شده

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز