زاغ و زیغ

لغت نامه دهخدا

زاغ و زیغ. [ غ ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) زاغ و زوغ است و رجوع به زاق و زیق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - فرزندان خردسال و کسان نزدیک و غلام و کنیز شخص. ۲ - شور و غوغا و آشوب.

جمله سازی با زاغ و زیغ

💡 گاه گفتم که کنم صحبت یارانرا ترک بلبلم من ز چه رو همدم زاغ و زغنم

💡 یا فگند بر سرم سایه همای حجاز تا شود این استخوان طعمهٔ زاغ و زغن

💡 این مثالت را چو زاغ و بوم دان که ازیشان پست شد صد خاندان

💡 یارب آن نغمه‌سرا بلبل خوش‌الحان را تا بیاسایم از این زاغ و زغن بازرسان

💡 زحمت مکش رقیب، که در فصل گل به باغ بلبل کند ترانه و زاغ و زغن رود

💡 از پا فتاد سرو گلستان کربلا طاووس نوحه گر شد و زاغ و زغن گریست

معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز