زاد و ذریات

لغت نامه دهخدا

زاد و ذریات. [ دُ ذُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اولاد و احفاد. زه و زاد. زاد و رود. رجوع به زاد شود.

فرهنگ فارسی

اولاد و احفاد زه و زاد

جمله سازی با زاد و ذریات

💡 امام مجتبى عليهما السلام فرمود: مهيّا باش براى سفرى كه در پيش دارى و زاد و توشهمورد نيازت را فراهم ساز.

💡 پویم به پای خوف و خورم خون دل به راه اسباب زاد و راحله‌ام زین سفر ببین

💡 اى فرزند آدم: به اندازه اى كه من نياز دارى اطاعتم كن، و به اندازه صبرتان بر آتش،معصيت و نافرمانى مرا كنيد، و براى دنيا به اندازه ماندنتان در آنعمل و كارى كنيد و براى آخرت به اندازه ماندنتان در آخرت زاد و توشه بر گيريد.

💡 برگیر زاد و، زاد تو پرهیز و طاعت است زین راه سر متاب که این راه اولیاست

💡 گامبیا به ازای هر هزار نفر از جمعیت خود ۲۸/۴۲ نفر نرخ زاد و ولد و ۲۱/۱۳ نفر نرخ مرگ و میر و ۹۷/۲ نفر نرخ مهاجرت دارد. امید به زندگی در مردان گامبیا ۵۱ سال و در زنان این کشور ۵۵ سال است.

💡 اصل شر است این حشر کز بوالبشر زاد و فساد جز فساد و شر هرگز کی بود کار حشر؟

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز