لغت نامه دهخدا
زاب مجنون.[ ب ِ م َ ] ( اِخ ) نام قطعه اخیر زاب اعلی است که ازموصل میگذرد و بدجله فرومیریزد، زیرا جریان آن در قسمت اخیر مسیر خویش بسیار تند است. ( از معجم البلدان ج 4 ص 364 ). و رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 215 شود.
زاب مجنون.[ ب ِ م َ ] ( اِخ ) نام قطعه اخیر زاب اعلی است که ازموصل میگذرد و بدجله فرومیریزد، زیرا جریان آن در قسمت اخیر مسیر خویش بسیار تند است. ( از معجم البلدان ج 4 ص 364 ). و رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 215 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد عروس دولتش زاب و دو چشمم جلوهگر حسن لیلی را کمال عشق مجنون پرورد
💡 رخ لیلی و چشم مجنون نئی جدا زاب و آتش دمی چون نئی