ز دست برگرفتن

لغت نامه دهخدا

ز دست برگرفتن. [ زِ دَ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کشتن. از دست دادن. در شرفنامه آمده: ز دست بر گیرم، یعنی بکشم:
بخشم گفتی زودت ز دست برگیرم
چه گویمت که بدستت در است و بتوانی.ظهیر فاریابی.از دست برگرفتن. نیست و نابود کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به از دست برگرفتن شود.

فرهنگ فارسی

کشتن از دست دادن

جمله سازی با ز دست برگرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسی به پای هوس گشتم و ندیده رخش یقین شدم که نگارم ز دست خواهد رفت

💡 بجز وصال دعایش ز دست برناید مراد آن به اجابت نمی شود مقرون

💡 عصا ز دست تو انگشت رهنما دارد توگرنه‌کوردلی از عصا چه می‌جویی

💡 رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم در بیخودی مطلق با خود چه نیک شادم

💡 نه روزگار وفا کرد با من و نه نگار ز دست رفت جهان را چو روزگار از دست

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز