لغت نامه دهخدا
رویین چنگ. [ چ َ ] ( ص مرکب ) کسی که پنجه او رویین باشد. ( ناظم الاطباء ). که چنگال و سرپنجه از روی دارد و آن کنایه از قدرت نیروی سرپنجه است:
گرچه شاطر بود خروس به جنگ
چه زند پیش باز رویین چنگ.سعدی ( گلستان ).
رویین چنگ. [ چ َ ] ( ص مرکب ) کسی که پنجه او رویین باشد. ( ناظم الاطباء ). که چنگال و سرپنجه از روی دارد و آن کنایه از قدرت نیروی سرپنجه است:
گرچه شاطر بود خروس به جنگ
چه زند پیش باز رویین چنگ.سعدی ( گلستان ).
کسی که پنجه او رویین باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشاط من چو شیر چنگ رویین به کام دل گرفته گور سیمین
💡 هرچند که داستان اسفندیار را هم فردوسی و هم ثعالبی به گونهای همسو و سازگار آوردهاند، این داستان در واقع آمیختهای از موتیفهای گوناگون است که بسیاری از آنها در فولکلور و افسانههای دیگر ملتها نیز مشترک هستند. برخی از آنها در داستانهای دیگر خودِ شاهنامه نیز بکار رفتهاند. برای نمونه، اسفندیار در جایی رخت بازرگانان را میپوشد تا بتواند به دز دستنیافتنی روییندز داخل شود. رستم نیز در جایی برای وارد شدن به دز روی کوه سپند همین کار را انجام میدهد و اردشیر بابکان نیز برای دز هفتواد از همین شیوه بهره میبرد یا گذشته از اینها، اسکندر نیز برای نشستگاه دارا از همین نیرنگ را بکار میگیرد تا از حال و روز دارا آگاهی بدست بیاورد. هفت خان برای آزاد کردن چیزی، یک الگو و زمینهٔ پرهوادار در داستانهای ایرانی است (برای نمونه هفت خان رستم برای رسیدن به مازندران و رها ساختن کاوس و یارانش از چنگ دیوان مازندران). جادوگری که خود را به ریخت زنی دلفریب درمیآورد و داشتن تنها یک خال آسیبپذیر در یک جای بدن در دیگر قهرمانان رویینتن نیز برخی از درونمایههای جهانی هستند (پاشنه پای آشیل در ایلیاد و بخشی از شانه زیگفرید در حماسه آلمانی).