روز وش

لغت نامه دهخدا

روزوش. [ وَ ] ( ص مرکب ) روزمانند. روشن و زیبا چون روز:
ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
وای ماه روزوش ز شبستان کیستی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

روز مانند. روشن و زیبا چون روز.

جمله سازی با روز وش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گلستانی که باشد دیده شبنم به خواب می کند باد صبا هر روز پیش از آفتاب

💡 در اين روز، بقول (شيخ ) و (كفعمى )، حضرت عسكرى (ع ) وفات كرده و مشهورهشتم و لكن و در چنين روز، اول مرض آنحضرت بوده.

💡 امتحان ناکرده خواندی غیر را در بزم خاص چند روزی چون منش آزار می‌بایست کرد

💡 اولین قتل ریچارد چیس در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۹۷۲ اتفاق افتاد. او آن روز گریفین ۵۱ ساله را که صاحب دو فرزند بود با شلیک گلوله از پای درآورد.

💡 او رفت و بامداد فرداى آن روز، ناگهان ديد پسرش آزاد شده و به خانه آمده شگفت زدهبه پسر گفت: چطور شد تو را آزاد ساختند؟

💡 پنداشتم که بنده خاک قدوم جناب تست و آگاهیم نبود که روزی چنین بود

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز