لغت نامه دهخدا
روانی دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) فرستادن. ارسال کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). || سبب رایج شدن. ( ناظم الاطباء ). || سبب شدن آنکه چیزی بها و قیمت خود را دارا شود. || سبب اجرای حکم شدن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
روانی دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) فرستادن. ارسال کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). || سبب رایج شدن. ( ناظم الاطباء ). || سبب شدن آنکه چیزی بها و قیمت خود را دارا شود. || سبب اجرای حکم شدن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
فرستادن ارسال کردن سبب رایج شدن
💡 واژه انگیختگی (به انگلیسی: Arousal) بیان یک وضعیت فیزیولوژیکی و روانی از بیدار شدن، هشیاری یا به محرکی واکنش نشان دادن است. این اتفاق مجموعهای است شامل دخالت دستگاه فعال کننده مشبک در ساقه مغز، سامانه عصبی خودگردان و غده درونریز، که منجر به افزایش ضربان قلب و فشار خون و وضعیت هوشیاری حسی، تحرک و آمادگی برای پاسخ میشود.
💡 برخی از حالات روانی خطر خودکشی را افزایش میدهد از جمله: نومیدی، از دست دادن حس لذت در زندگی، افسردگی و اضطراب. توانایی اندک حل مشکلات، از دست دادن توانایی که فرد قبلاً داشتهاست، و کنترل ضعیف تمایلات نیز نقش ایفا میکنند. در افراد مسن، حس بیمصرفی و بیارزشی، عامل مهمی است.