لغت نامه دهخدا
رنگین کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رنگی کردن. ملون کردن. بارنگ کردن. || رنگ و روی دادن. بارونق کردن. رجوع به رنگین شود.
رنگین کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رنگی کردن. ملون کردن. بارنگ کردن. || رنگ و روی دادن. بارونق کردن. رجوع به رنگین شود.
رنگی کردن ملون کردن بار رنگ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدولهای رنگین کمانی همیشه مورد نیاز نیستند با توجه به اینکه روشهای مستقیم تری برای واژگونی هش (هش ریورسال) وجود دارد، حملات بروت فورس و لغت نامه ای از مستقیمترین روشها برای آن میباشند. اگرچه اینها برای سیستمهایی که از کدهای طولانی استفاده میکنند به دلیل دشوار بودن ذخیرهسازی تمام آپشنهای موجود و همچنین دشواری آن در سرچ کردن از طریق چنین بانک اطلاعاتی گستردهای برای انجام سرچ معکوس (ریورس لوک آپ) از یک هش، مناسب نیستند.
💡 دشمنان انقلاب و نظام و شکستخوردگان عرصه انتخابات اخیر در تلاش هستند برای انتقام از مردمی که با خلق حماسه ۲۲ خرداد و حضور بینظیر ۸۵ درصدی خود، فصل نوینی در روند پیشرفت و تعالی کشور گشودهاند، باحرکات خاص و شعارهای انحرافی و استفاده از نمادهای فریبنده رنگین و عمل کردن به نسخه رسانههای بیگانه و صهیونیستی در صفوف متحد مردم اخلال ایجاد کرده و شعارهای واحد و کوبنده ملت علیه اشغالگران سرزمین فلسطین را به شعارهای انحرافی و مورد رضایت آمریکاییها و صهیونیستها مبدل سازند.