رنج ازمای
لغت نامه دهخدا
( رنج آزمای ) رنج آزمای. [ رَ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) آزماینده رنج. رنج آزماینده. رنج برنده. رنجبر. رنج کش. زحمتکش. رجوع به رنج آزمودن و رنج آزموده شود:
یکی بر در خلق رنج آزمای
چه مزدش دهد در قیامت خدای.( بوستان ).
فرهنگ فارسی
( رنج آزمای ) آزماینده رنج رنجبر زحمتکش
جمله سازی با رنج ازمای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چرا غم به غم برفزایی همی به بیهوده رنج آزمایی همی؟
💡 زندگی پر از چالشهای رنج ازمای است که گاهی انسان را به مرز ناامیدی میرساند، اما صبر کلید عبور از آنهاست.
💡 قهرمان داستان در مسیر رسیدن به هدف خود، با شرایط رنج ازمای و سختیهای بیشماری روبرو شد که شخصیت او را صیقل داد.
💡 شاعر در اشعار خود به تجربههای رنج ازمای زندگی اشاره میکند تا نشان دهد که چگونه رنج میتواند باعث رشد معنوی شود.