رنج ازمای
لغت نامه دهخدا
( رنج آزمای ) رنج آزمای. [ رَ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) آزماینده رنج. رنج آزماینده. رنج برنده. رنجبر. رنج کش. زحمتکش. رجوع به رنج آزمودن و رنج آزموده شود:
یکی بر در خلق رنج آزمای
چه مزدش دهد در قیامت خدای.( بوستان ).
فرهنگ فارسی
( رنج آزمای ) آزماینده رنج رنجبر زحمتکش
جمله سازی با رنج ازمای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا غم به غم برفزایی همی به بیهوده رنج آزمایی همی؟