رقعه زدن

لغت نامه دهخدا

رقعه زدن. [ رُ ع َ / ع ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پیوندن زدن. ( از آنندراج ). درپی کردن. وصله کردن:
هر نفس داغ دگر بر تن خود سوخت نظام
همچو آن رقعه که بر خرقه پشمینه زنند.نظام دست غیب ( ازآنندراج ).

جمله سازی با رقعه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رُقعه به معنی نامه و پاره‌ای از چیزی و همچنین به معنی پیوند زدن و وصله زدن است. خط رقعه آمیخته‌ای است از خط نسخ و دیوانی که در دوران عثمانی گسترش یافت و پس از آن به سایر کشورها رفت. امروزه این خط در کشورهای عربی بسیار کاربرد دارد و جایگاه و مورد استفاده آن به عنوان خط تحریری و تا حدی مانند خط شکسته‌نستعلیق در ایران است.

💡 در متون قدیمی و اسناد تاریخی، گاهی برای تأکید بر یک نکته مهم، نویسندگان با رقعه زدن بر گوشه‌ی صفحه، توجه خواننده را به آن بخش جلب می‌کردند.

💡 برای ثبت سریع تصمیمات در جلسات رسمی، گاهی از روش رقعه زدن روی یادداشت‌های پراکنده استفاده می‌شود تا اطلاعات مورد نیاز به دقت حفظ و ثبت شوند.

💡 او در حین مطالعه‌ی کتاب‌های قدیمی، با دقت بسیار زیاد به رقعه زدن‌های حاشیه‌ی کتاب‌ها توجه می‌کرد تا نظرات نویسندگان پیشین را بهتر درک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران