رشته تافتن
مترادفها
بافتن، ریسیدن
لغت نامه دهخدا
رشته تافتن. [ رِ ت َ / ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تابیدن نخ و رشته. تافتن طناب و ریسمان:
سر رشته را آن کسی یافته
که این رشته ها را به هم تافته.نظامی.تافت جهان رشته صبح از سپهر
دوخت بسی جبه مسکین ز مهر.امیرخسرو.
فرهنگ فارسی
تابیدن نخ و رشته. تافتن طناب و ریسمان.
جمله سازی با رشته تافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترک هستی گیر و بیرون آ، ز تشویش امل ورنه یکسر رشته باید تافتن تا سوزن است
💡 نویسنده با استفاده از کلمات بسیار دقیق و زیبا، شروع به رشته تافتن داستانهای تخیلی خود کرد که همه خوانندگان را مجذوب نمود.
💡 او تلاش میکرد تا با صحبتهای طولانی و پیچیده، رشته تافتن توجیهات مختلف برای اشتباهات خود را در مقابل دوستانش همچنان ادامه دهد.
💡 شاعر با دقت تمام مشغول رشته تافتن ابیات جدید بود تا بتواند احساسات عمیق خود را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارد.