لغت نامه دهخدا
رسوم دار. [ رُ ] ( نف مرکب ) کسی که علاوه بر مواجب، وظیفه دیگر داشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
رسوم دار. [ رُ ] ( نف مرکب ) کسی که علاوه بر مواجب، وظیفه دیگر داشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
کسی که علاوه بر مواجب وظیفه دیگر داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فراياد: روزگار و مردم آن، به فساد كشيده شده اند و كسانى عهده دار تدريس اند كهدانششان كمتر است و نادانى شان بيشتر و پايگاه دانش و دانشمندان به انحطاط گراييدهاست و رسوم دانش نزد دانش خواهان نابود شده است.
💡 وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ نه عالم بود و نه آدم، نه رسوم و آثار بود، و نه در دار دیّار، که او کار ساز و خداوند مهر کار بود، رقم دولت بر تو می کشید
💡 صحبت اصلی شاعر، از مردمی قوی اراده، شأن آنها، و جانفشانی آنها برای آزادی است. نمایشنامهای به نام «رد شده» (۱۸۹۴) تحت تأثیر همین مضامین بودهاست. واژا پشاولا، آداب و رسوم ریشه دار اهالی پشاوی، خلوص، صفا و پاکی آنها، عدم انحطاط آنها و مقایسهٔ اینها را با ارزشهای چیزی که او «تمدن غلط» میشمارد، به شعر درآورده است.
💡 يكى ديگر (86) از آن رسوم اين بود كه مردى با زنى ازدواج مى كرد و براى او احيانامهر سنگينى قرار مى داد، اما همين كه از او سير مى شد و هواى تجديد عروسى به سرشمى زد زن بيچاره را متهم مى كرد به فحشا و حيثيت او را لكه دار مى كرد و چنين وانمود مىكرد كه اين زن از اول شايستگى همسرى مرا نداشته و ازدواج بايد فسخ شود و من مهرىكه داده ام بايد پس بگيرم. قرآن كريم اين رسم را نيز منسوخ كرد و جلو آن را گرفت.
💡 مخالفت جوانان انقلابى با آداب و رسوم اجتماعى، ريشه دار و عميق است و منشاء آن، تنها عواطف دوران شباب و تجدد خواهى، يا مخالفت با تقليد و تخيلات جوانى نيست، بلكهدر نهاد آنان انگيزه هاى مطلوب و نامطلوبى وجود دارد كه پيوستن مجموع آنها به يكديگر، باعث سرپيچى و تخلفشان از روش هاى اجتماعى مى گردد.