رخ برافروختن.[ رُ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) رنگ به چهره آوردن. به رنگ آوردن رخسار. رنگ رخساره بگردانیدن بسبب حالتی درونی و آن گاه از شادی و فرح و انبساط باشد و گاه از خشم و غضب و گاه از نازش و فخر به چیزی: ز گفتار او رخ برافروخت شاه بخندید و رخشنده شد پیشگاه.فردوسی.اگر به کثرت سواد سوار و پیاده خویش رخ برافروخته ای ساعتی با ما اسب در میدان محاربت افکن تا شهسواری استادان حاذق مشاهدت کنی. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 108 ). رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم.حافظ.
فرهنگ فارسی
رنگ بچهره آوردن برنگ آوردن رخسار
جمله سازی با رخ برافروختن
💡 1 - انگيزه مذهبى: مسلمانان معاصر جنگهاى صليبى، اعم از سلاطين، اميران، نويسندگانو ساير مردم بر اين عقيده بودند كه نخستين انگيزه صليبيها بر پايه اعتقادات دينى ومذهبى قرار داشت و نقش فعالى كه ارباب كليسا ورجال دين مسيح در برافروختن آتش جنگ داشتند، اين نظر را قوت مى بخشد.
💡 از گرمی شوقت که دمادم شود افزون چون شعله برافروختن من شده نزدیک
💡 عـاليترين تجليات هدايت كتب آسمانى، برافروختن نور توحيد در دلها است كه نتيجه آن(از همه بريدن و به خدا پيوستن ) و بر او تكيه كردن است.
💡 خلیفههای فاطمی نیز چندینبار برافروختن آتش و آبپاشی در نوروز را ممنوع اعلام کردند.
💡 ياد آوردن حق روشى مؤ ثر و مفيد در برافروختن شعله آتش عشق بهكمال مطلق و سوزاندن كمالات موهوم است. به تعبير ملاى رومى به وسيله ياد خدا مىتوان وسوسه هاى گمراه كننده غولهاى بيابان نفس را سوزاند و چشمدل خود را از پستيهاى دنيا فرو بست و به كمالات حقيقى باز كرد.
💡 در نوروز سال ۱۹۹۰ میلادی دانشجویان کُرد دانشگاه دجله در دیاربکر برای برپا کردن آتش نوروز و برگزاری این جشن در حال تدارک بودند، اما حکومت ترکیه با اعزام ارتش و نیروهای امنیتی و حمله به دانشگاه مانع از برافروختن آتش و برگزاری جشن نوروز شد.