لغت نامه دهخدا
ذی مودت. [ م َ وَدْ دَ ] ( ع ص مرکب ) صاحب محبت. و در عناوین نویسند: خدمت ذیمودت فلان...
ذی مودت. [ م َ وَدْ دَ ] ( ع ص مرکب ) صاحب محبت. و در عناوین نویسند: خدمت ذیمودت فلان...
صاحب محبت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براى حفظ احترام تمام مردم، رسول اكرم در مجالس عمومى نگاه هاى مودت آميز خود رابالسويه متوجه كليه حضار مى فرمود.
💡 مودت اهل صفا، چه در روی و چه در قفا، نه چنان کز پست عیب گیرند و پیشت بیش میرند.
💡 ما بايد متشكر و ممنون باشيم كه خداوند منان نعمت ولايت و مودت آن ها را به ما عطا فرمودهاست.
💡 نكته مهم ديگر اين است كه زمخشرى در اوايل قرن ششم از سده ى در تفسير اين آيه نقل مى كند كه در و من يقترف حسنه نزد له فيها حسنا ان الله غفور شكور حسنه به معنى مودت خاندان پيامبر خدا - صلى الله عليه و آله و سلم است. (184)
💡 ایکه رخسار سپیدت اندر آن جعد سیاه عدل را ماند که با جور از مودت رام شد
💡 گویند خواجهای را بندهای نادر الحسن بود و با وی به سبیل مودت و دیانت نظری داشت.