جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 13 - اگر مقرله اقرار كننده را تكذيب كند در صورتى كه مقربه (آن چيزىكه به آن اقرار شده ) دينى و يا حقى باشد آن را از مقر مطالبه نمى كنند و در ظاهر ذمهاش برى است، و اگر عينى خارجى باشد قهرا به حسب ظاهرمجهول المالك مى شود و همچنان در دست مقر و يا نزد حاكم باقى مى ماند تا صاحبش معلومشود اين البته به حسب ظاهر است و اما به حسب واقع مقر بايد بينه و بين الله ذمه خودرا از دين فارغ سازد و از عين خارجى نيز خود را رها كند به اينكه آن را به مالكشبرساند هرچند به اينطور كه آن را مخلوط بامال وى كند به طورى كه خود او نفهمد و اما اگر مقرله از تكذيب قبليش برگردد وقبول كند كه مقر به مال اوست مقر بايد در صورتى كه هنوز بر اقرارش باقى است آنرا به وى رد كند و در غير اين صورت محل تاءمل است.
💡 مساءله 7 - همان طور كه جهل و ابهام در مقربه (مالى كه به آن اقرار مى شود)ضرر ندارد در مقرله نيز مضر نيست، پس اگر مقر بگويد: (اين خانه اى كه به دست مناست يا ملك اين مرد است يا ملك اين مرد) اين اقرار از او پذيرفته است، و حاكم الزامش مى كند به اينكه مالك را معين كند اگر معين كرد همان شخص مقرله خواهد بود،حال اگر آن ديگرى وى را در اين تعيين تصديق كند كه هيچ و گرنه بين او و آن معين شده مخاصمه مى شود (كه بايد در محكمه طرح دعوى كنند)، و اما اگر مقر بگويد من نمى دانمكدام يك از اين دو نفرند و آن دو نفر وى را در اين جهل تصديق كنند ديگر الزام او بر تعيين ساقط مى شود، و اگر آن دو نفر ويا يكى از آندو ادعاء كند كه او مى داند قول مدعى مقدم است و بايد سوگند ياد كند.