ذو بطن

لغت نامه دهخدا

ذوبطن. [ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) هرچه در شکم باشد از فضول و جز آن: ذوبطن مراءة؛ جنین او. ذوبطن دجاجة؛ خایه او: القت المراءة ذابطنها؛ زن بزاد. القت الدجاجة ذابطنها؛ ماکیان بیضه نهاد.
- امثال:
الذئب ُ یغبط بذی بطنه؛ لانه لایظن به الجوع ابداً و انما یظن به البطنة لعدوه علی الناس و الماشیة.

فرهنگ فارسی

هر چه در شکم باشد از فضول و جز آن.

جمله سازی با ذو بطن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن قتيبه نيز دركتاب المعارف، جعفر الاكبر را از بطن عليا مخدره زينب عليه السلام مىشمارد.

💡 3 ان رسول الله (ص ) كان يجعل فص خاتمه فى بطن كفه و كان كثيرا ما ينظر اليه.(110)

💡 برنگردد آز را از تو اله هرگز بطن بر سرسید عطایت تا نگردد چشم خوار

💡 نام او بردند گویی تا سلامت یافتند یونس اندر بطن ماهی یوسف اندر قعر بیر

💡 گر ملوث گشته، اوث او نه از بطن خودست ظاهرش آلوده گشت از باطن پاک شما

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز